بورس به زبان ساده
همه چیز درباره روش مارتینگل در بورس؛ استراتژی پرریسک یا راه میانبر سودآوری؟
روش مارتینگل یکی از قدیمیترین و در عین حال بحثبرانگیزترین روشها در دنیای معاملات مالی است. این استراتژی سالهاست که از فضای قمارخانهها وارد بازارهای مالی شده و امروز نام آن را در بورس، فارکس و بازار ارزهای دیجیتال میشنویم.
به گزارش بانک اول روش مارتینگل یکی از قدیمیترین و در عین حال بحثبرانگیزترین روشها در دنیای معاملات مالی است.
این استراتژی سالهاست که از فضای قمارخانهها وارد بازارهای مالی شده و امروز نام آن را در بورس، فارکس و بازار ارزهای دیجیتال میشنویم. بسیاری از معاملهگران، بهویژه در دورههای نزولی بازار، ناخودآگاه از منطق مارتینگل استفاده میکنند؛ گاهی بدون آن که بدانند چنین روشی چه ریسکهای پنهانی را با خود به همراه دارد.
در این مطلب تلاش میکنیم همه آنچه باید درباره روش مارتینگل در بورس بدانید را بهصورت جامع و شفاف بررسی کنیم.
روش مارتینگل چیست؟
روش مارتینگل در سادهترین تعریف، یک استراتژی مدیریت سرمایه است که بر پایه جبران ضررهای قبلی از طریق افزایش حجم معامله در دفعات بعدی بنا شده است. منطق اصلی این روش میگوید اگر پس از هر زیان، حجم سرمایهگذاری افزایش یابد، اولین معاملهای که با سود بسته شود میتواند تمام ضررهای قبلی را جبران کند و حتی سود اندکی نیز به همراه داشته باشد. به همین دلیل، بسیاری از افراد در نگاه اول مارتینگل را یک راهحل هوشمندانه برای مقابله با ضرر میدانند.
در شکل کلاسیک این روش، حجم معامله بعد از هر ضرر دو برابر میشود. این دو برابر کردن، قلب تپنده مارتینگل و در عین حال خطرناکترین بخش آن است. چون در صورت تداوم ضررها، حجم سرمایه مورد نیاز بهسرعت افزایش پیدا میکند و از کنترل معاملهگر خارج میشود.
تاریخچه روش مارتینگل
ریشههای روش مارتینگل به قرن هجدهم و قمارخانههای فرانسه بازمیگردد. در آن زمان، بازیکنان روی نتایج سادهای مانند قرمز یا سیاه شرطبندی میکردند. فرض اصلی این بود که احتمال وقوع هر دو حالت تقریباً برابر است و در نهایت، پس از چند بار باخت، برد اتفاق خواهد افتاد. بازیکن با دو برابر کردن شرط خود پس از هر باخت، مطمئن بود که با اولین برد، تمام زیانهای قبلی جبران میشود.
این منطق زمانی به بازارهای مالی راه پیدا کرد که معاملهگران به دنبال راهی برای فرار از پذیرش ضرر بودند. اما تفاوت اساسی میان قمار و بورس اینجاست که در بازارهای مالی، هیچ تضمینی برای بازگشت قیمت، برابر بودن احتمالات یا حتی ادامهدار بودن فرصت معامله وجود ندارد.
ورود مارتینگل به بازار بورس
با گسترش معاملات آنلاین و افزایش تعداد معاملهگران خرد، منطق مارتینگل بهتدریج وارد بورس شد. بسیاری از سرمایهگذاران، بهخصوص در زمان افت قیمتها، تصمیم گرفتند بهجای خروج از سهم زیانده، با خرید بیشتر میانگین قیمت خود را کاهش دهند. این رفتار، اگر بدون تحلیل و برنامه مشخص انجام شود، در واقع همان مارتینگل است؛ حتی اگر نام دیگری بر آن گذاشته شود.
در بورس، مارتینگل اغلب به شکل افزایش حجم خرید در روند نزولی، افزودن سرمایه به موقعیتهای باز زیانده یا خودداری از فروش سهم به امید بازگشت قیمت دیده میشود. این رویکرد در نگاه اول منطقی به نظر میرسد، اما در عمل میتواند سرمایهگذار را برای مدت طولانی در یک سهم قفل کند.
تفاوت روش مارتینگل با روش میانگین کم کردن
یکی از اشتباهات رایج در میان فعالان بازار سرمایه، یکسان دانستن مارتینگل و میانگین کم کردن است. در حالی که این دو مفهوم شباهتهایی دارند، اما از نظر فلسفه تصمیمگیری تفاوتهای مهمی میان آنها وجود دارد. میانگین کم کردن زمانی منطقی است که بر اساس تحلیل بنیادی یا تکنیکال انجام شود و معاملهگر دلایل محکمی برای ارزندگی سهم در قیمتهای پایینتر داشته باشد.
در مقابل، مارتینگل کلاسیک صرفاً بر اساس ضرر قبلی تصمیم میگیرد و نه بر مبنای تغییر شرایط سهم یا بازار. به بیان دیگر، در مارتینگل، پول بیشتر وارد معامله میشود تا اشتباه قبلی پوشانده شود، نه این که تصمیم جدیدی بر اساس اطلاعات جدید گرفته شود. همین تفاوت ظریف، مرز میان یک استراتژی حرفهای و یک رفتار پرریسک را مشخص میکند.
انواع روش مارتینگل در بورس
روش مارتینگل در بازار بورس تنها به شکل کلاسیک آن محدود نمیشود و در عمل، نسخههای متنوعتری از آن مورد استفاده قرار میگیرد. برخی معاملهگران بهجای دو برابر کردن حجم معامله، از افزایش تدریجی و ملایمتر استفاده میکنند تا فشار ریسک را کاهش دهند. در برخی موارد نیز افزایش سرمایهگذاری به شرط رسیدن قیمت به سطوح حمایتی معتبر انجام میشود که نوعی ترکیب مارتینگل با تحلیل تکنیکال به شمار میرود.
نوع دیگری از مارتینگل، بر زمان تمرکز دارد نه بر حجم. در این حالت، معاملهگر بهجای افزایش سرمایه، مدت نگهداری سهم را افزایش میدهد و امیدوار است که بازار در بازه زمانی طولانیتری به قیمت مورد نظر بازگردد. هرچند این روش نیز ریسکهای خاص خود را دارد، اما فشار نقدینگی کمتری نسبت به مارتینگل کلاسیک ایجاد میکند.
مزایای روش مارتینگل
با وجود تمام انتقادهایی که به روش مارتینگل وارد میشود، نمیتوان انکار کرد که این استراتژی برای برخی معاملهگران جذاب است. یکی از دلایل اصلی این جذابیت، توانایی جبران سریع ضررهاست. در شرایطی که بازار نوسانات کوتاهمدت دارد، مارتینگل میتواند در مدت زمان کمی حساب معاملاتی را از ضرر خارج کند.
سادگی در اجرا نیز از دیگر عواملی است که باعث محبوبیت این روش شده است. معاملهگر نیازی به محاسبات پیچیده یا تحلیلهای عمیق ندارد و تنها با یک قاعده ساده تصمیمگیری میکند. علاوه بر این، مارتینگل از نظر روانی به برخی افراد احساس کنترل میدهد و این تصور را ایجاد میکند که با افزایش حجم معامله، میتوان نتیجه را به نفع خود تغییر داد.
معایب و ریسکهای جدی مارتینگل
در کنار جذابیتهای ظاهری، روش مارتینگل ریسکهای بسیار جدی و گاه جبرانناپذیری دارد. مهمترین ریسک این روش، نیاز به سرمایه بسیار زیاد است. در صورت وقوع چند ضرر متوالی، حجم سرمایه مورد نیاز بهصورت تصاعدی افزایش مییابد و بسیاری از معاملهگران پیش از رسیدن به نقطه سود، با کمبود نقدینگی مواجه میشوند.
از سوی دیگر، مارتینگل میتواند باعث نابودی کامل سرمایه شود. بازارهای مالی، بهویژه بورس، ممکن است برای مدت طولانی در یک روند نزولی باقی بمانند و هیچ تضمینی برای بازگشت سریع قیمت وجود ندارد. در چنین شرایطی، ادامه دادن به مارتینگل چیزی جز به تعویق انداختن پذیرش ضرر نخواهد بود.
فشار روانی ناشی از افزایش حجم معاملات در شرایط زیانده نیز موضوعی است که نباید نادیده گرفته شود. استرس بالا، تصمیمگیری احساسی و از دست دادن تمرکز، همگی از پیامدهای استفاده نادرست از این روش هستند.
آیا روش مارتینگل در بورس ایران جواب میدهد؟
بورس ایران ویژگیهایی دارد که استفاده از مارتینگل را بهمراتب خطرناکتر میکند. وجود دامنه نوسان، صفهای خرید و فروش و نقدشوندگی پایین برخی نمادها باعث میشود معاملهگر نتواند در زمان دلخواه از معامله خارج شود. در چنین شرایطی، افزایش حجم خرید در یک سهم زیانده میتواند سرمایهگذار را برای مدت طولانی درگیر یک موقعیت نامطلوب کند.
علاوه بر این، ریسکهای سیستماتیک مانند تصمیمات ناگهانی سیاستگذار، تغییرات قوانین و شوکهای سیاسی میتوانند تمام محاسبات مبتنی بر مارتینگل را بیاثر کنند. به همین دلیل، بسیاری از کارشناسان معتقدند که این روش در بورس ایران بیش از آن که یک استراتژی باشد، یک ریسک بزرگ محسوب میشود.
اشتباهات رایج معاملهگران در استفاده از مارتینگل
یکی از رایجترین اشتباهات، نداشتن سقف مشخص برای افزایش سرمایه است. معاملهگر بدون برنامه مشخص به افزایش حجم ادامه میدهد و در نهایت کنترل سرمایه از دست او خارج میشود. اشتباه دیگر، استفاده از مارتینگل بدون تحلیل است؛ بهطوریکه صرفاً به دلیل کاهش قیمت، خرید جدید انجام میشود.
نادیده گرفتن روند کلی بازار، ترکیب مارتینگل با ابزارهای پرریسکی مانند اهرم و وابستگی روانی به بازگشت حتمی قیمت نیز از دیگر خطاهایی هستند که میتوانند نتایج فاجعهباری به همراه داشته باشند.
مارتینگل شمشیر دو لبه است
روش مارتینگل در بورس، بیش از آن که یک استراتژی معاملاتی باشد، یک رویکرد پرریسک در مدیریت سرمایه است. این روش ممکن است در کوتاهمدت جواب بدهد، اما در بلندمدت و بدون کنترل دقیق، میتواند سرمایه معاملهگر را بهطور کامل از بین ببرد. واقعیت این است که بازار همیشه فرصتهای جدیدی برای سودآوری ایجاد میکند، اما سرمایهای که از دست رفته باشد، بهسادگی قابل جبران نیست.
اگر قرار است از منطق مارتینگل استفاده شود، این کار باید با سرمایه کافی، تحلیل معتبر و تعیین سقف ضرر انجام شود. در غیر این صورت، مارتینگل بیشتر شبیه قمار است تا سرمایهگذاری آگاهانه.