طلا میان آتش جنگ و سایه نرخ بهره؛ بازار به کدام سو می‌رود؟

جهش نفت و نگرانی از تورم، طلا را میان تقاضای امن و فشار نرخ‌های بهره گرفتار کرده است.

طلا میان آتش جنگ و سایه نرخ بهره؛ بازار به کدام سو می‌رود؟

جهش نفت و نگرانی از تورم، طلا را میان تقاضای امن و فشار نرخ‌های بهره گرفتار کرده است.

 

به گزارش  بانک اول  بازار جهانی طلا در نخستین معاملات هفته، آرام‌تر از آن چیزی ظاهر شد که تحولات سیاسی و نظامی خاورمیانه انتظارش را ایجاد کرده بود. با وجود افزایش تنش‌های منطقه‌ای، محدود شدن انتقال محموله‌های انرژی از تنگه هرمز و عبور نفت برنت از مرز 90 دلار، بهای طلا تغییر محسوسی نداشت و نزدیک کانال 4 هزار دلار باقی ماند.
این ثبات نسبی، البته به‌معنای آرام شدن بازار نیست. طلا اکنون میان دو نیروی قدرتمند و متضاد گرفتار شده است؛ از یک طرف، گسترش نااطمینانی‌های ژئوپلیتیک سرمایه‌گذاران را به سمت دارایی‌های امن سوق می‌دهد و از طرف دیگر، جهش قیمت نفت خطر بازگشت تورم و افزایش مجدد نرخ بهره در آمریکا را پررنگ‌تر کرده است.
بهای هر اونس طلای ی نقدی در بخشی از معاملات با کاهش 0.1درصدی به 4014 دلار و 53 سنت رسید و قراردادهای آتی طلای آمریکا نیز در محدوده 4019 دلار و 80 سنت معامله شد. داده‌های ثبت‌شده در ساعات دیگر معاملات، قیمت نقدی طلا را تا حدود 4019 دلار و 91 سنت و قراردادهای آتی را تا 4027 دلار و 20 سنت نشان می‌دهد. این تفاوت محدود، بیش از آنکه نشانه تغییر روند باشد، حاصل نوسانات لحظه‌ای و تفاوت زمان ثبت قیمت‌هاست.
پرسش اصلی بازار این است که چرا طلا با وجود تشدید درگیری‌ها و رشد تقاضا برای دارایی‌های امن، جهش پرقدرتی را تجربه نکرده است؟ پاسخ را باید در بازار نفت و انتظارات مربوط به سیاست پولی آمریکا جست‌وجو کرد.
افزایش 3درصدی قیمت نفت و عبور برنت از مرز 90 دلار، تنها یک حرکت عادی در بازار انرژی نیست. محدود شدن انتقال محموله‌ها از تنگه هرمز، نگرانی نسبت به عرضه جهانی نفت را افزایش داده و احتمال گران‌تر شدن انرژی، حمل‌ونقل و تولید را بالا برده است. ادامه این وضعیت می‌تواند موج تازه‌ای از فشارهای تورمی را به اقتصاد جهانی تحمیل کند؛ آن هم در شرایطی که بانک‌های مرکزی هنوز از مهار کامل تورم اطمینان ندارند.
در نگاه نخست، افزایش تورم باید به سود طلا باشد، زیرا این فلز همواره یکی از ابزارهای سنتی حفظ ارزش دارایی در برابر کاهش قدرت خرید پول محسوب شده است. اما رابطه طلا و تورم به این سادگی نیست. اگر افزایش تورم، بانک مرکزی آمریکا را به حفظ یا افزایش نرخ بهره وادار کند، بازدهی اوراق خزانه بالا می‌ماند و نگهداری طلا برای سرمایه‌گذاران هزینه بیشتری پیدا می‌کند.
طلا برخلاف اوراق بدهی و سپرده‌های بانکی، سود و بهره دوره‌ای پرداخت نمی‌کند. به همین دلیل، زمانی که نرخ‌های بهره واقعی افزایش می‌یابد، بخشی از سرمایه‌ها از بازار طلا خارج و به سمت دارایی‌های بهره‌ده حرکت می‌کند. همین عامل باعث شده است تقاضای ناشی از نگرانی‌های سیاسی، فعلاً با فشار حاصل از انتظارات انقباضی فدرال رزرو خنثی شود.
اظهارات بث همک، رئیس فدرال رزرو کلیولند، نیز بر این نگرانی‌ها افزوده است. او به جمع سیاست‌گذارانی پیوسته که معتقدند برای مقابله با تورم پایدار، احتمالاً افزایش بیشتر نرخ بهره ضروری خواهد بود. چنین موضعی نشان می‌دهد که افزایش قیمت نفت می‌تواند محاسبات بانک مرکزی آمریکا را تغییر دهد و مسیر کاهش نرخ بهره را، دست‌کم برای مدتی، مسدود کند.
بازتاب این تغییر انتظارات را می‌توان در معاملات بازار پول مشاهده کرد. بر اساس ابزار «فدواچ» گروه CME، احتمال افزایش نرخ بهره در ماه دسامبر از 73 درصد در هفته گذشته به 82 درصد رسیده است. رشد 9واحد درصدی این احتمال، بیانگر آن است که معامله‌گران دیگر تورم ناشی از شوک انرژی را یک خطر موقت و کم‌اهمیت تلقی نمی‌کنند.
بنابراین، نفت 90دلاری برای طلا دو پیام متفاوت دارد. از یک سو، افزایش نااطمینانی، ترس از اختلال در تجارت انرژی و احتمال گسترش درگیری‌ها، تقاضا برای پناهگاه‌های امن را بالا می‌برد. از سوی دیگر، همین افزایش قیمت نفت می‌تواند تورم را تشدید و فدرال رزرو را به سیاست‌های سخت‌گیرانه‌تر سوق دهد؛ مسیری که به تقویت دلار و افزایش بازدهی اوراق منتهی می‌شود و قدرت صعود طلا را محدود می‌کند.
کلوین وونگ، تحلیلگر ارشد بازار در مؤسسه اوآندا، نیز معتقد است تشدید تنش‌ها خطر ورود طرف‌ها به یک رویارویی گسترده‌تر را افزایش داده است. از نگاه او، اگر این تحولات به شکل‌گیری نگرانی پایدار درباره رکود تورمی منجر شود، افزایش هزینه فرصت نگهداری طلا می‌تواند این فلز را تحت فشار قرار دهد.
رکود تورمی برای بازار طلا یک وضعیت پیچیده ایجاد می‌کند. کاهش رشد اقتصادی معمولاً سرمایه‌گذاران را به سمت طلا سوق می‌دهد، اما تورم بالا می‌تواند بانک‌های مرکزی را ناچار کند نرخ بهره را حتی در شرایط ضعف اقتصاد، بالا نگه دارند. در چنین محیطی، طلا از ترس رکود حمایت می‌گیرد، ولی از نرخ بهره بالا آسیب می‌بیند.
تحولات بازار سایر فلزات گرانبها نیز نشان می‌دهد که تقاضا برای دارایی‌های فلزی همچنان پابرجاست. نقره حدود 2 درصد رشد کرده و پلاتین نیز افزایش محدودی را به ثبت رسانده است. با این حال، رشد بیشتر نقره را نمی‌توان صرفاً به تقاضای پناهگاه امن نسبت داد؛ زیرا این فلز برخلاف طلا، مصرف صنعتی گسترده‌ای دارد و قیمت آن از انتظارات مربوط به تولید و عرضه نیز تأثیر می‌پذیرد.
چشم‌انداز کوتاه‌مدت طلا بیش از هر متغیر دیگری به سرنوشت تنش‌های منطقه‌ای، قیمت نفت، بازدهی اوراق خزانه‌داری آمریکا و مواضع فدرال رزرو وابسته است. اگر اختلال در انتقال انرژی تشدید شود و نفت در سطوح بالاتر تثبیت شود، احتمال بازگشت فشارهای تورمی افزایش می‌یابد. در این سناریو، تقاضای امن می‌تواند از قیمت طلا حمایت کند، اما انتظار برای نرخ‌های بهره بالاتر، مانع شکل‌گیری یک صعود بدون وقفه خواهد شد.
در مقابل، کاهش تنش‌ها و بازگشت جریان عادی محموله‌های انرژی می‌تواند بخشی از حباب ریسک موجود در بازار نفت و طلا را تخلیه کند. اگر این روند هم‌زمان با کاهش انتظارات تورمی باشد، فشار نرخ بهره بر طلا نیز کمتر خواهد شد؛ هرچند فروکش کردن تقاضای امن ممکن است در مرحله نخست، قیمت این فلز را با اصلاح مواجه کند.
برآیند تحولات نشان می‌دهد بازار طلا وارد دوره‌ای از نوسانات حساس و خبرمحور شده است. در چنین بازاری، یک خبر از تنگه هرمز، یک تغییر در قیمت نفت یا یک جمله از مقام‌های فدرال رزرو می‌تواند جهت معاملات را تغییر دهد. طلا در حال حاضر از حمایت بحران برخوردار است، اما برای عبور پایدار از سطوح فعلی، باید بر مانع مهم‌تری به نام نرخ بهره واقعی غلبه کند.

 

ارسال نظر