بررسی بازارهای مالی ایران
بازارهایی که در بحران پولساز شدند / سه بازنده بزرگ
بررسی حدود ۷۰ روز گذشته نشان میدهد که بازارهای مالی ایران به دو دسته کاملاً متفاوت تقسیم شدهاند. در یک سو، دلار و کالاها صعود پرشتابی داشتند. در سوی دیگر، بورس و برخی فلزات گرانبها مثل نقره، روزهای خوشی را سپری نکردهاند.
به گزارش بانک اول در ۷۰ روز گذشته، دلار و کالاها صعودی بودند، بورس و نقره بازنده. طلای داخلی دچار حباب منفی ۵ درصدی شده؛ ارزش ذاتی ۲۰.۵ میلیون تومانی در برابر قیمت ۱۹.۵ میلیونی.
بررسی حدود ۷۰ روز گذشته نشان میدهد که بازارهای مالی ایران به دو دسته کاملاً متفاوت تقسیم شدهاند. در یک سو، دلار و کالاها صعود پرشتابی داشتند. در سوی دیگر، بورس و برخی فلزات گرانبها مثل نقره، روزهای خوشی را سپری نکردهاند.
اما مهمترین اتفاق این روزهای بازار، شکلگیری پدیدهای نادر است: حباب منفی در بازار طلای داخلی. یعنی طلا در ایران ارزانتر از ارزش واقعی خود معامله میشود.
برندگان
در بازه زمانی مورد بررسی، داراییهایی که ارتباط مستقیمتری با نرخ ارز و قیمتهای جهانی داشتند، عملکرد بهتری از خود نشان دادند.
دلار که در ابتدای این دوره اندکی عقبنشینی کرده بود، دوباره مسیر صعودی خود را از سر گرفت و حتی رکورد تاریخی جدیدی به جا گذاشت. این افزایش نرخ ارز، همراه با رشد تورم و بالا رفتن قیمت کالاهای جهانی، موتور محرک بازارهای کالایی شد.

در این میان، صندوقهای مبتنی بر طلا درخشیدند. در برخی مقاطع، بازدهی این صندوقها از مرز ۳۰ درصد هم عبور کرد. سه عامل اصلی پشت این موفقیت بودند:
-
رشد قیمت جهانی طلا
-
افزایش نرخ ارز در داخل
-
تقویت انتظارات تورمی در جامعه
صندوقهای کالایی دیگر مثل صندوقهای مرتبط با زعفران و برخی صندوقهای چندکالایی نیز از این قافله عقب نماندند و بازدهی قابل قبولی ثبت کردند.
بازارهایی مثل خودرو، قیر و میلگرد نیز در این مدت افزایش قیمت قابل توجهی داشتند. دلیل اصلی این رشد ترکیبی از چند عامل است:
-
رشد هزینههای تولید
-
افزایش قیمت مواد اولیه
-
اثرگذاری نرخ ارز بر ساختار قیمتها
بازندگان
در طرف مقابل میدان، بازار سهام (بورس) یکی از دشوارترین دورههای اخیر خود را سپری کرده است.
چه عواملی بورس را تحت فشار گذاشت؟
-
تعطیلیهای طولانیمدت که داد و ستد را مختل کرد
-
کاهش نقدشوندگی در بسیاری از نمادها
-
ابهامات سیاسی و اقتصادی که فضای معاملات را تیره کرد
نتیجه این شد که بسیاری از نمادها هم قیمت خود را از دست دادند و هم حجم معاملاتشان افت کرد. بخشی از سرمایهگذاران هم ترجیح دادند پول خود را از بورس خارج کنند و به سمت داراییهای امنتر یا نقدشوندهتر مثل دلار بروند.
در بازار فلزات گرانبها نیز عملکردها یکسان نبود. سکه طلا که قبلاً حباب قیمتی بالایی داشت، در هفتههای اخیر بخشی از این حباب را تخلیه کرد. نقره هم برخلاف انتظار، بازدهی منفی ثبت کرد.
حباب منفی طلا در بازار ایران
اما جذابترین رویداد این روزهای بازار، شکلگیری حباب منفی در طلای داخلی است. یعنی وضعیتی که قیمت بازار از ارزش واقعی و ذاتی خود پایینتر است.
بیایید با هم حساب کنیم:
| قیمت دلار بازار آزاد | حدود ۱۸۰,۰۰۰ تومان |
| قیمت اونس جهانی طلا | حدود ۴,۷۰۰ دلار |
| ارزش ذاتی هر گرم طلای ۱۸ عیار | حدود ۲۰,۵۰۰,۰۰۰ تومان |
| قیمت واقعی معاملات بازار | حدود ۱۹,۵۰۰,۰۰۰ تومان |
| اختلاف (حباب منفی) | حدود ۵ درصد |
به عبارت ساده، طلا در بازار ایران حدود ۵ درصد ارزانتر از ارزش واقعی خود معامله میشود. در ادبیات بازار، این وضعیت را «حباب منفی» مینامند.
این حباب منفی به چه معناست؟
وقتی طلا در ایران از قیمت جهانی خود پایینتر باشد، معمولاً دو اتفاق میافتد:
۱. توجه بازیگران بزرگ بازار جلب میشود. آنها میدانند که این اختلاف قیمت دیر یا زود تعدیل خواهد شد.
۲. احتمال افزایش تقاضا برای خرید طلا وجود دارد. برخی حتی ممکن است به فکر انتقال طلا به بازارهای منطقهای بیفتند که قیمتها بالاتر است.
در نهایت، این فرآیند باید به کاهش فاصله قیمتی و برگشت قیمتها به سطح ارزش ذاتی منجر شود.
سیگنال میانمدت برای سرمایهگذاران
بسیاری از تحلیلگران این وضعیت را یک سیگنال مثبت میانمدت برای بازار طلا میدانند. منطق آنها ساده است:
در اقتصادی که با رشد نقدینگی بالا، روند صعودی نرخ ارز و ریسکهای سیاسی قابل توجه مواجه است، باقی ماندن طولانیمدت چنین شکاف قیمتی چندان محتمل به نظر نمیرسد.
تجربه دورههای گذشته هم نشان داده که اختلاف بین قیمت بازار و ارزش ذاتی طلا معمولاً در نهایت با افزایش قیمت یا رشد تقاضا تعدیل شده است.
اما احتیاط شرط اول
با همه اینها، بازارهای مالی این روزها جای قمار کردن نیست. نه اخبار مثبت به طور کامل قابل اتکا هستند و نه اخبار منفی الزاماً به معنای تداوم روند نزولی خواهند بود.
بهترین راهبرد برای فعالان بازار در چنین فضایی:
-
فاصله گرفتن از هیجانات کوتاهمدت
-
تکیه بر تحلیلهای بنیادی و واقعیتهای اقتصادی
-
تصمیمگیری بر پایه دادهها، نه جو روانی بازار
سرمایهگذارانی که این اصول را رعایت میکنند، معمولاً در بلندمدت عملکرد باثباتتری نسبت به کسانی دارند که تحت تأثیر موجهای هیجانی حرکت میکنند.