اهداف عملیاتی سیاست پولی

سیف: اصلاحات بانکی را فعلاً فراموش کنید

ولی‌الله سیف: در شرایط جنگی، هدف سیاست پولی جلوگیری از فروپاشی است، نه کاهش تورم. نرخ سود بسیار پایین و بسیار بالا هر دو برای اقتصاد مضرند.

به گزارش بانک اول ، ولی‌الله سیف، رئیس کل سابق بانک مرکزی، در همایش «کسب و کار در بحران» به تشریح چالش‌ها و راهکارهای سیاست‌گذاری پولی در شرایط جنگی پرداخت. او با اشاره به پیچیدگی‌های بی‌سابقه این دوره، تأکید کرد که قواعد کلاسیک اقتصاد در جنگ عملاً کارایی خود را از دست می‌دهند.

سیف با بیان اینکه جنگ، اهداف سنتی مانند کنترل تورم را با الزامات فوری‌تری همچون حفظ بقا و پایداری اقتصاد در تعارض قرار می‌دهد، اظهار کرد: در این وضعیت، هدف اصلی سیاست پولی بهینه‌سازی نیست، بلکه جلوگیری از فروپاشی است.

 

وی افزود: اقتصاد ایران حتی پیش از درگیری‌های نظامی نیز به دلیل تحریم‌های گسترده با چالش‌های فراوانی روبرو بود و فاصله زیادی با شرایط عادی داشت. این بحران‌ها و نارسایی‌ها پس از آغاز درگیری‌های نظامی به شدت افزایش یافت.

سه ویژگی چالش‌برانگیز

رئیس کل سابق بانک مرکزی، سه ویژگی ساختاری اقتصاد ایران را تشریح کرد که مدیریت پولی در شرایط بحران را با دشواری مضاعفی روبرو می‌کند:

اول، تورم مزمن و انتظارات بی‌ثبات:

 به گفته سیف، تورم دو رقمی مزمن منجر به افزایش شدید قیمتی و شکل‌گیری رفتارهای حفاظتی از جمله حرکت به سمت دارایی‌های جایگزین و نوعی دلاریزه شدن غیررسمی شده است.

دوم، سلطه مالی بر سیاست پولی:

 کسری‌های مزمن بودجه و وابستگی قابل توجه دولت به بانک مرکزی، عملاً سلطه مالی دولت را بر سیاست پولی تحمیل کرده و استقلال آن را به شدت محدود ساخته است. سیف با اشاره به سابقه تاریخی، رشد نقدینگی را ناشی از کسری بودجه دانست.

سوم، ناترازی نظام بانکی:

 انباشت دارایی‌های غیرمولد، مطالبات غیرجاری و اضافه برداشت بانک‌ها، ظرفیت نظام بانکی را برای ایفای نقش تثبیت‌کننده در اقتصاد به شدت کاهش داده است. همچنین محدودیت‌های خارجی ناشی از تحریم‌ها، دسترسی به منابع ارزی، تأمین مالی خارجی و حتی نقل و انتقال پول را محدود کرده است.

سیف با جمع‌بندی این ویژگی‌ها تأکید کرد: «در مجموع، سیاست پولی در بحران فعلی عملاً با دستگاه بسته آغاز می‌شود.»

اهداف عملیاتی سیاست پولی

به گفته رئیس کل سابق بانک مرکزی، در شرایط بحرانی، اهداف کلاسیک سیاست پولی نیازمند بازتعریف است و تمرکز اصلی باید بر اهداف عملیاتی‌تری قرار گیرد.

او در این زمینه به چند نکته کلیدی اشاره کرد:

اول اینکه در شرایط بحران، امکان کاهش تورم وجود ندارد، اما باید از روند افزایش شدید آن جلوگیری کرد.

دوم اینکه با وجود تورم‌زایی تأمین کسری بودجه از طریق بانک مرکزی، در شرایط بحران ناگزیر بخشی از این نیاز باید از طریق پایه پولی تأمین شود، اما نکته حیاتی این است که نسبت به میزان این تأمین مالی بی‌تفاوت نبود و برای محدود کردن سهم آن تلاش کرد.

سوم، استمرار فعالیت نظام بانکی و شبکه پرداخت بسیار حیاتی است.

سیف در این زمینه توصیه کرد که از انجام اصلاحات اساسی و رفع ناترازی‌ها که ممکن است موجب بی‌نظمی اقتصادی شود، اجتناب شود و تنها باید از گسترش عدم تعادل‌ها جلوگیری کرد.

به گفته وی، این مدیریت باید با هدف جلوگیری از فروپاشی انتظارات، با استفاده از تجربیات گذشته و پرهیز از آزمون و خطا صورت گیرد. تأکید اصلی او این بود که «هدف اصلی در این شرایط، مدیریت بحران است، نه حل کامل مشکلات ساختاری.»

سیاست نرخ سود؛ پرهیز از افراط و تفریط

سیف با تأکید بر اینکه در شرایط بحران، سیاست نرخ سود باید از حالت کاملاً دستوری فاصله گرفته و به سمت یک چارچوب مدیریت شده حرکت کند، تصریح کرد که نکته کلیدی در این حوزه، پیش‌بینی‌پذیری است.

او توضیح داد: «اقتصاد زمانی قادر به قرار گرفتن در مسیر رشد پایدار خواهد بود که از قابلیت پیش‌بینی‌پذیری برخوردار باشد. بنابراین، هرگونه ابزار تأمین مالی باید به گونه‌ای باشد که پیش‌بینی‌پذیری آن، بالاتر از حجم پولی‌سازی آن باشد.»

وی نسبت به منفی شدن شدید نرخ سود حقیقی به شدت هشدار داد و آن را برای اقتصاد بسیار مضر ارزیابی کرد. او به طور مثال به وضعیت تورم ۴۰ درصدی و نرخ سود بانکی ۲ درصدی اشاره کرد و این وضعیت را کاملاً منفی و بسیار بسیار مضر دانست.

سیف در توضیح این هشدار گفت: نرخ سود بسیار پایین، منجر به هجوم به بازارهای دارایی و ارز و در نتیجه تشدید تورم می‌شود. در مقابل، نرخ سود بسیار بالا نیز رکود اقتصادی و بحران بانکی را عمیق‌تر می‌کند.

مدیریت نقدینگی و نظام بانکی

رئیس کل سابق بانک مرکزی با اشاره به اینکه در شرایط بحران، کنترل حجم نقدینگی به تنهایی کافی نیست، اظهار کرد که ترکیب نقدینگی نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. افزایش نااطمینانی باعث افزایش سرعت گردش پول می‌شود و این فرآیند می‌تواند حتی بدون رشد شدید پایه پولی، فشار تورمی را تشدید کند.

او در ادامه اولویت اصلی در مدیریت نظام بانکی در شرایط بحران و جنگ را بقا و اطمینان از استمرار فعالیت دانست و تأکید کرد :

اصلاحات عمیق بانکی در این شرایط به دلیل عدم تعادل‌های درآمد و هزینه، پایین بودن نسبت کفایت سرمایه و سایر مشکلات، عملاً امکان‌پذیر نیست.

سیف در این زمینه چند توصیه عملی ارائه کرد: اعمال انعطاف نظارتی از سوی بانک مرکزی ناگزیر است. همچنین اولویت‌دهی به هدایت اعتبار به بخش‌های حیاتی مانند غذا، دارو و انرژی از دیگر اقدامات ضروری است.

سیاست ارزی در بحران

رئیس کل سابق بانک مرکزی با اشاره به چالش‌های سیاست‌گذاری ارزی در شرایط بحرانی، تأکید کرد که چندنرخی بودن نرخ ارز در کوتاه‌مدت اجتناب‌ناپذیر است و نمی‌توان اهداف همیشگی مانند رژیم شناور مدیریت‌شده و تک‌نرخی کردن ارز را فوری اجرایی کرد.

او راهکارهای عملی زیر را پیشنهاد داد: محدود کردن دامنه تنوع نرخ‌ها، تدوین برنامه‌ای برای کاهش تدریجی شکاف‌ها و حرکت به سمت تک‌نرخی، و کنترل تقاضا و تقویت عرضه ارز برای جلوگیری از شکل‌گیری چرخه خطرناک جهش نرخ ارز، افزایش تورم، تشدید انتظارات و تکرار جهش‌ها.

مدیریت انتظارات

سیف با هشدار نسبت به افزایش سهم اقتصاد غیررسمی در بحران‌ها که اثربخشی ابزارهای سیاست پولی را تضعیف می‌کند، به فعالیت‌های مخرب مؤسسات غیرمجاز اشاره کرد که حجم آنها تا ۲۵ درصد نقدینگی کشور را شامل می‌شد و خارج از نظارت بانک مرکزی عمل می‌کردند.

او مدیریت انتظارات را حلقه مفقوده سیاست‌گذاری دانست و بر شفافیت از طریق انتشار گزارش‌های سیاست پولی، اعلام صریح سیاست‌های تأمین مالی و پرهیز از تصمیمات غافلگیرکننده تأکید کرد.

در پایان، سیف حفظ اعتبار بانک مرکزی را مهمترین دارایی آن برشمرد و بر ملاحظات اجتماعی سیاست پولی، هماهنگی با نهادهایی چون وزارت اقتصاد و سازمان برنامه و بودجه، و طراحی مسیر خروج از بحران با کاهش تدریجی پولی‌سازی و حذف کنترل‌های قیمتی اصرار ورزید.

ارسال نظر